X
تبلیغات
رایتل
<کلاغ آسمان />
کلاغ آسمان

آرشیو

تعداد بازدیدکنندگان : 114484


 

یکشنبه 26 مهر‌ماه سال 1383
 

پرنده  گفت :  چه بویی  چه  آفتابی 

آه  بهار  آمده  است

و  من  به  جستجوی   جفت  خویش  خواهم  رفت

پرنده   از لب   ایوان   پرید   مثل  پیامی  پرید و  رفت

پرنده  کوچک 

پرنده  فکر  نمی کرد

پرنده  روزنامه  نمی خواند

پرنده  قرض  نداشت

پرنده  آدمها  را نمیشناخت

پرنده  روی هوا

و بر فراز   چراغهای  خطر

 در  ارتفاع   بی  خبری  می پرید

و  لحظه های  آبی  را

دیوانه  وار  تجربه می کرد

پرنده  آه   فقط  یک پرنده  بود


شنبه 25 مهر‌ماه سال 1383
من . آنها . خاک ......

برای عادت کردن به زوایای زندگی آدمها چند سال وقت را باید کشت ؟

زندگی پر از گوشه ، جهت ، رنگ . روند گذرای زندگی آدمها چقدر دالان دارد !   پر از شکافهای ریز که اگر سالها بگردی آنها را نخواهی یافت .  زندگی های پر از حصار ، پر از مرز ، پر از قاعده !

یک رنگ ، یک روز . فردا صبح یک رنگ ، هــفـــتـــاد رنـــــگ ... !  به همین سادگی .

کاش هیچ نمی فهمیدم که آب سرد دریا به راحتی خود را به روی صخره پخش می کرد . کاش خودم را به نفهمی می زدم ...
من ، آنها ، خاک

دریغ از یک لحظه که باور کنند که می شود سلام باران را به کویر رساند . دریغ از یک فصل که باور کنند آسمان می داند کویر چقدر منتظر است و فکر می کنند طعم تلخ و مبهم انتظار را چشیده اند !   آسمان را پند می دهید ؟  و می دانید که انتظار کویر در چه فضای گرمی در کمال مهر به گوش همگان رسید ؟  آسمان را پند می دهید که کویر را ... کویـــــــر را ... کویـــــــــــر را  ؟؟؟؟

کویر تا به یاد دارد کاروانان رهگذر زمزمه ی انتظار به گوشش خوانده اند . و کویرِ امروز همان کاری را می کند که مادران و پدرانش از بدو تولد زمین می کرده اند !  انـــــتـــــظــار ...     آسمان را پند می دهید ؟

آدمی که هر ساعت اگر آب ننوشد تلف خواهد شد ..... چگونه طعم انتظار را جشیده است ؟

و کویر از بدو تولد منتظر و همچنان هم . و خم به ابرو نمی آورد . و هنوز انتظار رحمت آسمان در یک شب تاریک و تنهای زمان را می کشد . و هنوز خم به ابرو نیاورده ....

آسمان را پند می دهید ؟   شما که از فشار شهوت و غریزه در بیراهه و مسدودترین راها به هر گرگی پناه می برید ... !

دلم برای هر چه آدم که روی این زمین خسته است می سوزد . انگار که خالق زمین را نفرین کرده بود که آدمیان را از میان تمام عظمت دنیای موجود بروی آن فرستاد ... کدامین گناه نا بخشودنی از زمین سر زده بود ؟   ...... دلم برای این زمین خسته می سوزد .

باید بار خود را ببندم . زندگی من ، نه زاویه ای می شناسد که در درون قالبهای زندگی آدمیان قرار گیرد ؛ و نه تحمل جهت های کودکانه و بلاتکلیف بشری را  دارد که هر روز در موازات هم به یکدیگر برخورد می کنند . من که همه ی زمین را خانه ی خود می دانم ، چگونه در حصار مرزهای بشری دوام خواهم آورد .

پــــرواز بــایـــد کــــرد ...  بی جهت ... به همه سو ...  به آن سو که بتوان شاخه ای از یک درخت تنومند ، تنها و بلند پیدا کرد و از آن فاصله ، از آن ارتفاع زندگی کرد .  چه می گویم ؟؟؟

شاید باید چاره ای برای زیرزمین  زیستن یافت ... باید به تاریکی و مصاحبت کرمهای باران و موجوداتی زیرزمینی که عاشق خاکند عادت کرد ...  هیچ کس نفهمید که چرا نسبت به کرمهای باران احساس نزدیکی دارم .... که به محض اینکه بوی ابر را در ساکن ترین لحظات حس می کردم چیزی درون من دگرگون می شد ...

باید بار خود را ببندم . روزی شاید حس من را در موزه ای بگذارند کنار شمشیر و جواهرات و تاج ستمگرترین پادشاه تاریخ  ....  تا برای دیگران درس عبرتی باشد . یا که از احساسات خنده دار من نمایشگاه طنزی برپا کنند ، آنها که هیچ وقت حس جدیدی را به درون راه نمی دهند و نخواهند داد ...

با یک خط بشری خواهند نوشت :  سرنوشت کسی که هیچ کس نفهمید چه می گوید ...!!!

 

از : ک . آسمان

9/7/83


جمعه 17 مهر‌ماه سال 1383
کلاغ اجتماعی



همراهان سلام :

با توجه به اینکه هم اکنون وبلاگ کــلاغ در blogspot فعال است و وبلاگ کلاغ آسمان هم دوباره شروع به کار کرده است به تمامی دوستان اعلام می شود که تا اطلاع بعدی وبلاگ کـــلاغ در blogspot به کلاغ اجتماعی  تغییر نام داده و به مسائل اجتماعی خواهد پرداخت .

در ضمن به زودی گروه های کلاغ شروع به کار خواهند کرد ...

اطلاعات بعدی در این زمینه به زودی به در وبلاگ های کلاغ اعلام خواهد شد .

 

ک . آسمان

 

 

   1       2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 

 

 

 

 

 لینک دوستان

شاخه اجتماعی وبلاگهای کلاغ

شاخه سیاسی وبلاگهای کلاغ

سهراب

صادق هدایت

دکتر علی شریعتی

فروغ فرخزاد

وبلاگ بررسی آثار سهراب

چشمان سیاه

بانوی اردیبهشت

ماه زرد

آلاله